0:13
نامه شماره دو: پای اگر فرسودم و جان کاستم آنچنان رفتم که خود میخواستم، نه برای دیگران، نه برای دنیایی که مدام عوض میشود، بلکه برای آن کسی که هنوز در من زنده ا
نامه شماره دو: پای اگر فرسودم و جان کاستم آنچنان رفتم که خود میخواستم، نه برای دیگران، نه برای دنیایی که مدام عوض میشود، بلکه برای آن کسی که هنوز در من زنده است و میداند مقصد چیست؛ هر قدم تکهای از وجودم بود، هر خستگی فریادی خاموش که در سکوت خودش معنا میگرفت، و این رفتن نه فرار که انتخابی بود از جنس خودِ بودن، حتی اگر این بودن به مرزهای سایه برسد و من را تنها بگذارد؛ من رفتم تا گم شوم در عمق تاریکی که شاید فقط خودم بتوانم روشنش کنم، تا بفهمم آنچه فراموش شده است در صداهای بیرون، چقدر برایم مهم است و چقدر باید بکاوم تا دوباره پیدایش کنم؛ و اگر پایم به آخر رسید، اگر جانم بیتاب شد، بدان که این فرسودگی زاده خود خواستن بود، زاده یک حقیقت ساده که هیچکس جز من نمیتواند بفهمدش، زاده تنهاییای که لای همین قدمهای خسته معنا میشود. نویسنده : زیان . . . . . . . . . . . . #نوشته #نویسنده #اکسپلور #ترند #explore #edit #شعر #هوشنگ_ابتهاج

















