1
47:28
خلاصه داستان: پریسا سعی میکند عزیز خانم را راضی کند که با او به خانه مهرداد بیایید. از طرفی پدر و مادر مهرداد ماجرای گیره دزدی پریسا را برای مهرداد میگویند و مهرداد با یاد آوری وقایع آن روز به شک افتاده است که پریسا واقعا دزد است یا نه! در این میان دایی اسدلی می خواهد خود را جایگزین مهرداد بکند…