1
43:00
خلاصه داستان : مرتضی رهام را نصیحت می کند و رهام را راضی می کند که همراه آنی نزد فاخته بروند. فاخته پیشنهاد کار در لابراتور خود را به رهام می دهد که او قبول می کند، اما فاخته از رازی مخوف اطلاع دارد…