1
43:00
خلاصه داستان : باران در جایگاه قرار می گیرد و از آشنایی با خسرو می گوید. خسرو حاضر می شود دیه لازم برای آزای مرتضی را پرداخت کند، اما وقتی اردلان جریان فروختن هفت را می فهمد، عصبانی می شود…