1
1:9:59
خلاصه داستان : گندم با دیدن ماشین دکتر نوسان با چالش ذهنی سختی گرفتار می شود. یا باید قید واحد درسی با دکتر نوسان را بزند و به کلانتری برود و یا اینکه سکوت کند. امیرعلی نیز با دیدن پژویی منطبق با پژوی قاتل در خیابان با مردی درگیر می شود و کارش به کلانتری و بازداشتگاه می کشد. گندم تصمیم خود را گرفته و نزد سرگرد خفته رفته و ماجرای پژوی دکتر نوسان را اطلاع می دهد که در واقع شروع یک ماجرای جدید رقم می خورد…