سریال غربت فصل 1قسمت 7

این ویدیو فقط پیش‌نمایش فیلم است
برای تماشای نسخه کامل، خرید قانونی را انتخاب کنید. کیفیت موردنظر را می‌توانید در مرحله بعد انتخاب کنید.
توضیحات ویدیو

خلاصه داستان : علی تو استخر با دوستش صحبت می کنه و انگار یه نقشه هایی دارند، بهش میگه بی ادب رو باید ادب کرد، اول باید بریم سراغ بابام بعد هم سراغ فری چزی. سراغ فری جزئ بدون کالیب ( اسلحه) نمیشه رفت. دوستش میگه تو دن کیشوت من سانچو دستیارت، اصلا بزن بترکون من باهاتم همه جوره. شاهرخ با اومدن ادی براش تیپ دخترونه زده ، ادی میپرسه اینجا چرا اینقدر سوت و کوره؟ شاهرخ میگه حکومت نظامیه، دلیلش رو میپرسه که چیشده؟ شاهرخ میگه رکب زدن، ادی میگه اونموقع که رکب میزدن تو کجا بودی؟ میگه من وسط بودم، خودمو کشیدم کنار نبودم اونجا، ادی میگه پس چرا به فری نگفتی؟ شاهرخ میگه چی میگفتم واسه کاری که ته اش معلوم نبود اگه میگفتم میخواست واسه کاری که نشده همه رو خفت کنه، ادی میگه باید میگفتی. فری این همه وقت هواشونو داشت. ادی به شاهرخ میگه...

نظرات 0
ری استوری شده از: