1
39:00
خلاصه داستان : صنم و فرید شب رو تا نزدیکای صبح پیش محبوبه موندند و راضیش کردن تا به شاهرخ بگن قضیه رو لو بده، فرید میگه من دیدم فری تو ۱۸ سالگی چطور یه نفر رو تیکه پاره کرده الان که دیگه یه حیوونی شده واسه خودش. صنم میگه همه کله گنده ها برای اینکه روی یه صندلی بشینن سر خیلی ها رو زیر آب کردن ولی بعدش چی؟ اینطور که نمیشه داستان لانتوری علنی نبود اما ادی فرق میکنه داداش صیغه ایشه، آبرو و شرفش تو غربته میدونه اگه محبوبه سلیطه بازی کنه و دهن وا کنه دیگه باید با فری فیس تو فیس بشه، یا این خون اون رو میریزه یا اون، دیگه باید قید غربت رو بزنه، میزنه؟